close
تبلیغات در اینترنت
معنی ضرب المثل بزخری کردن
تبلیغات
صفحه اصلی تماس با ما

معنی ضرب المثل بزخری کردن

معنی ضرب المثل بزخری کردن

معنی ضرب المثل بزخری کردن

بزخری کردن , حکایت بزخری کرد , حکایت ضرب المثل بزخری کرد , داستان بزخری کردن , ریشه ضرب المثل بزخری کردن , ضرب المثل , ضرب المثل بزخری , ضرب المثل بزخری کردن , معنای ضرب المثل بزخری کردن , معنی ضرب المثل بزخری کردن

نصرالدین گاو خود را برای فروش به بازار برد. چند شیاد که با هم شریک بودند، قرار گذاشتند که هرکدام از راهی بیایند و به او بگویند این بز را به چند می‌فروشی؟ شیاد اولی آمد و پس از سلام و تعارف با نصرالدین گفت: «قیمت این بز چند است؟»  نصرالدین سخت برافروخت و گفت: «مگر کوری؟ این گاو است.» و به راه افتاد. شیاد دومی رسید و گفت: «عمو این بز را چند می‌فروشی؟» و بعد هم شیاد سومی آمد و به نام بز، گاو را خریدار شد! نصرالدین با خود گفت: «نمی‌شود که همه اشتباه کنند شاید این که من گاوش می‌دانم بز باشد!» بالاخره، آخرین شیاد، گاو نصرالدین را به نام بز و به قیمت بز خرید و این مثل «بزخری کردن» از این‌جا باب شد. هرگاه کسی از راه تحمیق فروشنده، جنس او را ارزان بخرد این مثل حکایت حالش می شود.

برچسب ها: بزخری کردن, حکایت بزخری کرد, حکایت ضرب المثل بزخری کرد, داستان بزخری کردن, ریشه ضرب المثل بزخری کردن, ضرب المثل, ضرب المثل بزخری, ضرب المثل بزخری کردن, معنای ضرب المثل بزخری کردن, معنی ضرب المثل بزخری کردن,

موضوع : گوناگون ,
تاریخ : دوشنبه 25 بهمن 1395
ad
نظرات
نام
ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)
وبسایت
:) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B /:) :S
نظر خصوصی
مشخصات شما ذخیره شود ؟ [حذف مشخصات] [شکلک ها]
کد امنیتی